پروانه

پروانه

🔺فیلم پروانه

اولین واکنش‌ها به فیلم‌های جشنواره فجر 44

📝منتقد فیلم‌شناخت مهدی نادری نوشت:
🔸 «پروانه» به کارگردانی محمد برزویی و نویسندگی عطاالله تبریزی در کنار «غبار میمون» از ناامیدکننده‌ترین فیلم‌های جشنواره است. دست‌کم گرفتن بیش از حد «سایکو-درام» مشکل اصلی این فیلم است.

🔸 کم‌کم می‌شود به ایده‌ی نوشتن متنی آموزشی با عنوان «لوازم طراحی یک رودست» فکر کرد. بعد از «تقاطع نهایی»، «پروانه» دومین فیلم جشنواره است که رودست را با پس‌گرفتن تمام حرف‌هایی که زده، اشتباه می‌گیرد. این‌طوری هر عابری توی خیابان می‌تواند به زعم خودش قصه تعریف کند: همه‌ی آن‌چه دیده‌ای، اشتباه بوده. رودست طراحی لازم دارد، کاشت‌های متعدد لازم دارد و یک درهم‌تنیدگی پیچیده میان شخصیت و پیرنگ می‌خواهد. رودست اصولی در بازطراحی ساختار روایت با مشارکت مخاطب کمک می‌کند. متأسفانه این حرف‌ها در متنی راجع به «پروانه» بیش‌ازحد جدی است.

🔸مهدی پاکدل توی زندان است. همسرش پروانه کشته شده. مدام مورد بازجویی‌های تخت و درجازننده قرار می‌گیرد و حرف‌خای متناقض می‌زند. شاید حدود یک‌سوم تا نیمی از فیلم به پلان‌های خسته‌کننده‌ی پاکدل در انفرادی اختصاص دارد که روی آن صداهای ذهنی‌اش را می‌شنویم. هیچ‌چیزی در قصه جلو نمی‌رود. چندنفر با هم خواستند با هم مشارکتی داشته باشند، دو نفرشان به قتل رسیده‌اند. این گزاره تا ته فیلم بدون هیچ نقطه عطفی جلو می‌آید و در پایان فیلم‌نامه با بلاهتی که در مخاطب خود سراغ می‌گیرد، ناگهان می‌گوید همه‌چیز طور دیگری بوده. یک دلیل سرپایی و تحلیل زرد و تک‌بعدی و بچگانه از روان‌شناسی پرسوناژ پاکدل با دیالوگی شعاری مطرح می‌کند و خیال می‌کند سایکو-درام همین‌قدر ساده شکل می‌گیرد.

🔸بازی پاکدل هم به پیروی از فیلم‌نامه بی‌آن‌که بداند دارد روی ریل چه اختلالی جلو می‌رود، با تن‌لرزه و حالت‌های عصبی کلیشه‌ای اوضاع را خراب‌تر از خراب کرده. دوستی بعد از تماشای فیلم به شوخی گفت می‌شود یک‌بار دیگر هم حرف‌های فیلم را پس گرفت و گفت اصلاً پاکدل هم در فیلم وجود نداشته و همه‌ی این‌ها خیال‌بافی پروانه یا بازجو- پزشک (برق‌نورد) بوده است؛ درست می‌گوید. رودست در این جشنواره کنتور نمی‌اندازد.

نظرات بسته شده است.