
پل
قصهی نوجوانی که برای خبرگرفتن از حال برادرش راهیِ جبهه میشود. خب مهمترین مشکل فیلم این است که همین یک خط اصلی را گم میکند و وقتی نوجوان فیلم با بازی روحالله زمانی راهی جبهه میشود، آنقدر درگیر قصههای فرعی میشود که خط اصلی گم میشود. به محض ورود درگیر نجات جان یک حیوان میشود، کمی بعد نوزادی را نجات داده و درگیر نگهداری از آن میشود. برای چندمین بار است که در این جشنواره با فیلمی روبهرو میشویم که بعد از چنددقیقه وارد چند فیلم فرعی دیگر میشود.
فیلم سعی کرده وارد قصههای کمتر گفتهشده دربارهی جنگ شود اما آنقدر درگیر این دغدغه شده که در نهایت تصویری غیرمنتظره از جنگ ارائه میدهد. شخصیتهای جوان روی پل بیشازحد خوش میگذرانند و شرح وظیفهی خاصی در جنگ ندارند. از این نظر میشود گفت قصههای فرعی فیلم علیه ایدهی کلیاش عمل میکند.
بازی روحالله زمانی و سعید آقاخانی در این فیلم شایستهی تقدیر است. سعید آقاخانی در نقش پیرمردی عراقیست که از چنگ صدام گریخته و به ایران پناه آوره. بازیاش درجهیک است اما خب فیلمنامه میتوانست در ارتباط با این کاراکتر و دخترش (بازی سارا حاتمی) قصههای بیشتری طراحی کند.
روحالله زمانی و سارا حاتمی هر دو از نتیجههای جشنوارهی فجرند. زمانی در اینجا نشان میدهد شایستهی دیدهشدن بوده و دارد روزبهروز بازیگرتر میشود اما سارا حاتمی جوری بازی میکند که انگار اولینبار است جلوی دوربین قرار گرفته.