
خیابان جمهوری
منتقد فیلمشناخت آرمان زارعی نوشت:
🔸 منوچهر هادی بعد از چندسال ساخت کمدی (اغلب پرفروش) به سینمای موسوم به اجتماعی بازگشته. این بازگشت بههیچوجه موفقیتآمیز نیست.
🔸 آیلار با بازی الناز ملک -بهترین بازی این بازیگر و درخور نامزدی برای اختتامیه- بهدنبال شوهرش اسماعیل میگردد. چنددقیقه بعد فیلمنامه این جستوجو را فراموش میکند. درگیر تلاشهای اقتصادی آیلار شده و با پیشنهاد طاهر (حجازیفر) به او در ارتباط با خرید بچهی توی رحم آیلار، فیلم وارد انواع حواشی دیگر میشود. برادر آیلار بیجهت از شهرستان به تهران آمده و بیآنکه حضورش الزامی دراماتیک در قصه داشته باشد، دقایق زیادی توجهات را بهسمت خودش میبرد.
🔸 فیلم خستهکننده است. مجبور میشود با تقلبهایی برای خودش نقطهی عطف دستوپا کند. مثلاً آیلار توی کیف برادرش مواد پیدا میکند یا برادر توی کیف خواهر برگههای سونوگرافی را میبیند. با تمام این تمهیدهای ساده، بیجهت درگیریهای فرعی ایجاد میشود. در میان این درگیریها پرسش مخاطب میتواند این باشد که سوال اصلی درام چیست؟ در فیلم چه چیزی را دنبال میکنیم؟ اگر به چه نقطهای برسیم، فیلم تمام میشود؟ روند پرداخت فیلم در تمام ابعاد بیشتر به یک سریال شبیه است تا اثر سینمایی. مثلاً به مقولهی اثاثکشی آیلار توجه کنید. چندین کاشت و پرداخت برای آن وجود دارد، درست مثل نیاز یک سریال به این پیرنگ فرعی.
🔸 توی فیلم شخصیتی هست به نام کریم که در سینمای رسانه بعد از تماشا با آن شوخی میشد. بس که بیقیدوشرط و اغلب با دیالوگ کم برای آیلار و بقیه همهکار میکرد و امورات فیلمنامه را میگذراند.
🔸 آیلار آنقدر که تقلا میکند، فقیر نیست. شغل بهتر را بیدلیل رها کرده و به مشکلات دستفروشی توی خیابان برمیخورد. این مشکلات تحمیل فیلمنامهنویس است نه نیاز و منطق واقعی و روزمرهی زندگی آیلار.
🔸پایانبندی فیلم بهشدت ناامیدکننده است. نمیدانیم چهطور دوست آیلار -با بازی فاطیما بهارمست که در فیلم با هزاران تذکر و غر به جان بچههاش مخاطب را دیوانه میکند- چه گذشتهای با آیلار در ارتباط با اسماعیل داشتهاند. از نظر زمانی ارتباط این دو زن با اسماعیل چهطور بوده که آیلار به راز پنهان فیلم پی نبرده؟ انگیزهی دوستش برای حمایت تمامعیار از آیلار با این توجیه که نمیخواسته آیلار مثل خودش آسیب ببیند، بلاهتی ویژه در تمهیدهای روایی و دستکمگرفتن مخاطب است.