
خواب
ایدهی اصلی فیلم این است که مردی (با بازی عطاران) از زندگی زناشوییاش راضی نیست. همسرش (مریلا زارعی) مدام به او ایراد میگیرد. مرد در خواب زنی را (هدی زینالعابدین) میبیند و رفته رفته که حضور زن در خوابهایش ادامهدار میشود، عاشقِ زنِ خوابهایش میشود. در ادامه مرز مشخص میان واقعیت و رویا برداشته میشود. «خواب» نوشتهی پژمان تیمورتاش و مانی مقدم، از بهترین ایدههای جشنواره است.
عبارت معروفی وجود داد که «اگر ادبیات نبود، واقعیت انسان را خفه میکرد». «خواب» فرار از واقعیت روزمره است. بیرونآمدن از ظرف گرفتاری رئالیسم به کمک کابوس/ رویا است. از این نظر «خواب» را میشود در کنارِ «دختر پریخانم» دید؛ در فیلم علیرضا معتمدی هم واقعیتِ به بنبسترسیده به تدریج از فانتزی سر در میآورد. اهمیت هردو فیلم در جشنواره و در مرحلهی بعد در سینمای ایران در مقایسه با رئالیتهی سنگین سینمای اجتماعی مشخص میشود. سینمای ایران کمکم دارد خودش را به یک رسانهی طرح معضلات تقلیل میدهد و رویا و فانتزی را از دست میدهد.
شاید بهتر بود که «خواب» در پایان به دنبال دلایل منطقی مثل داروی روانگردان نمیگشت و همانطور که رازآلود شروع شد، ادامه پیدا میکرد.
بازی عطاران و زارعی از بهترین بازیهای جشنواره است. عطاران در هر پروژهای با خودش شمایل همیشگیاش را بههمراه میآورد: مردی بیخیال که به دنیای درونی پناه آورده، سخت عصبانی میشود و انفعال از سر و رویش میبارد. از این نظر، انتخاب عطاران برای نقش اصلی مرد در فیلم «خواب» انتخابی بسیار هوشمندانه است.
«خواب» به لحاظ سینمایی از بهترینهای جشنواره است. از نظر ایدئولوژی ایرادهایی به فیلم میگیرند که قصد دارد قشر مذهبی را بد نشان بدهد. جای تحلیلش اینجا نیست. فیلم خب به این مباحث آگاهانه راه میدهد.