
خیابان جمهوری
خیابان جمهوری جدیدترین ساخته منوچهر هادی درباره زنی به نام آیلار است که در شهر به دنبال همسرش اسماعیل میگردد. طی این بستر داستان در سه سطح پیش میرود و به قصه حمیده و اصلان نیز در بستر ماجرای آیلار میپردازد.
هادی حجازیفر، الناز ملک، فاطیما بهارمست و روحالله زمانی تیم بازیگری فیلم خیابان جمهوری را تشکیل میدهند.
منوچهر هادی، کارگردانی که بیش از یک دهه در عرصه سینما و تلویزیون فعالیت داشته، امسال فیلم تازهی خود با عنوان «خیابان جمهوری» را به چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر آورده است. نمایش این فیلم بار دیگر گفتوگوها درباره جایگاه هنری او و نسبت آثارش با سینمای تجاری و اجتماعی را احیا کرد. منوچهر هادی، متولد ۱۳۵۱ تهران، فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۸۰ با نقشهایی چون دستیاری کارگردان در پروژههای تلویزیونی آغاز کرد و مسیرش به تدریج به سمت کارگردانی مستقل در سینما پیش رفت؛ جایی که نخستین تجربههایش عمدتاً در چارچوب سینمای بدنه و با توجه به جذب مخاطب شکل گرفت.
هادی در طول فعالیت خود کوشیده است در حوزههای مختلفی از کارگردانی و فیلمنامهنویسی تا تهیهکنندگی حضور یابد. این گستردگی باعث شده تا نام او در پروژههای متعددی دیده شود. با این حال، عمده شهرت او تاکنون از طریق ساخت فیلمهای کمدی و عامهپسند به دست آمده است؛ آثاری که عموماً بازخورد مالی قابل توجهی داشتند، اما همزمان با نقدهایی از سوی برخی منتقدان سینمایی نیز مواجه شدند. این نقدها اغلب بر سادگی روایت، تکیه بر شوخیهای مستقیم و فاصله گرفتن از پیچیدگیهای هنری متمرکز بود.
فیلم جدید او، «خیابان جمهوری»، که مراحل تولید آن پیش از جشنواره به پایان رسید و در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، نشانگر تلاشی برای تغییر در این روند به نظر میرسد. این اثر با رویکردی اجتماعی میکوشد بخشی از زیست شهری و مناسبات طبقاتی در تهران معاصر را روایت کند. انتخاب چنین مضمونی این پرسش را در فضای نقد جشنواره ایجاد کرد که آیا هادی در این پروژه توانسته از الگوهای پیشین خود فاصله بگیرد و به فضایی جدیتر نزدیک شود؟ پاسخ به این پرسش در نظرات منتشرشده پس از نمایش فیلم انعکاس مییابد.
مرور کلی بر کارنامه هادی نشان میدهد که گرایش اصلی او پیش از این به ساخت آثاری معطوف به سرگرمی و جلب نظر مخاطب گسترده بود. در آن فیلمها، دغدغههای تجربی یا جستوجو برای یافتن زبانی سینمایی متفاخت، عموماً در اولویت دوم قرار میگرفت. این انتخاب سبب شد جایگاه او در نزد منتقدان حرفهای سینما با جایگاهش در میان بخشی از مخاطبان عام تفاوت داشته باشد. حتی در آثاری پیشین او با مضامین اجتماعی، این نقد وجود داشت که عمق تحلیل روانشناختی یا اجتماعی غالباً فدای پیشبرد مستقیم داستان میشد.
از نظر سبک بصری و زبان سینمایی نیز، در آثار قبلی هادی معمولاً از الگوهای مرسوم و رایج در سینمای بدنه تبعیت میشد. قاببندی، میزانسن و ریتم روایی در کارهای او کمتر حاوی نشانههای مشخصی از یک نگاه بصری شخصی و متمایز بود. این ویژگی میتوانست یکی از دلایلی باشد که آثارش بیشتر به عنوان محصولاتی برای اکران مقطعی در نظر گرفته میشدند.
حضور «خیابان جمهوری» در جشنواره فیلم فجر، فرصتی برای مواجهه مجدد با سینمای منوچهر هادی در بستری متفاوت فراهم میآورد. نمایش فیلم در این فضا زمینه نگاه دقیقتر به تحولات احتمالی در رویکرد این فیلمساز را ایجاد کرد. ارزیابی این فیلم در ایجاد گفتوگوی تازه و ارائه نگاهی متفاوت، به عواملی مانند عمق پرداخت به مسئله اجتماعی انتخابشده، میزان فراروی از کلیشههای روایی پیشین، و ایجاد تعادلی بین جذابیت برای مخاطب و حفظ اصالت ایده وابسته بود. بازخورد اولیه به فیلم در فضای جشنواره نشان داد که آیا این اثر توانسته گامی در جهت بازتعریف مسیر هنری کارگردان بردارد یا خیر. در نهایت، هر اثر تازهای میتواند فرصتی برای این بازتعریف باشد و «خیابان جمهوری» نیز در معرض این آزمون قرار گرفت.