قمارباز

قمارباز

فیلم سینمایی «قمارباز»، محصول همکاری کارگردان محسن بهاری و تهیه‌کننده سجاد نصراللهی‌نسب، به عنوان یکی از آثار حاضر در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر با سی فیلم دیگر به رقابت می‌پردازد. سازندگان هک شدن سرورهای بانک سپه در جنگ دوازده روزه را دست‌مایه ساخت فیلم خود قرار داده‌اند. از این رو فیلم می‌تواند بخشی از علاقه‌مندان به سینمای پلیسی و معمایی را با خود همراه کند.

این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی بلند بهاری محسوب می‌شود، بر پایه فیلمنامه‌ای از بهجت شریف و با فیلمبرداری احسان رفیعی جم شکل گرفته است. داستان آن حول یک حمله سایبری واقعی می‌چرخد و تلاش دارد تا پیامدهای اخلاقی، روانی و اجتماعی این رویداد را در بافت جامعه امروز ایران بررسی کند. انتخاب چنین موضوعی، فیلم را در زمره آثاری قرار می‌دهد که مستقیم یا غیرمستقیم به بازتاب تحولات و چالش‌های عصر دیجیتال می‌پردازند.

پرداختن به جرایم سایبری در سینما، رویکردی است که در سال‌های اخیر در سینمای جهان مورد توجه قرار گرفته و نمونه‌های شاخصی را به خود دیده است. در بستر سینمای ایران نیز، این موضوع می‌تواند زمینه‌ساز خلق موقعیت‌های دراماتیک تازه‌ای باشد.

«قمارباز» با تمرکز بر این محور، این پرسش را مطرح می‌کند که افراد و جامعه در مواجهه با تهدیدهای پیچیده و ناملموس دنیای مجازی، چه واکنش‌هایی از خود نشان می‌دهند و این وقایع چگونه می‌توانند روابط انسانی و هنجارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند. صحت و دقت در بازنمایی جزئیات فنی این حوزه، از جمله عواملی است که می‌تواند به باورپذیری جهان داستان فیلم بیفزاید.

تیم بازیگری این پروژه را حضور بازیگرانی مانند کوروش تهامی،آرمین رحیمیان و شبنم قربانی تشکیل می‌دهند. فیلم سعی کرده است از طریق دیالوگ‌های هوشمندانه بستری برای تعاملات پیچیده دراماتیک فراهم کند. نقش‌آفرینی در یک اثر با چنین درون‌مایه‌ای، اغلب مستلزم عبور از کلیشه‌های رایج و ارائه اجرایی متناسب با بافت خاص داستان است که باید قضاوت درباره آن را بعد از تماشای فیلم به مخاطب سپرد.

این پروژه با همراهی بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده است. این بنیاد در گذشته از آثاری با مضامین اجتماعی، دفاع مقدس و جنگ حمایت کرده و حضور آن در پروژه‌های سینمایی معمولاً به معنای تأمین بخشی از زیرساخت‌های تولید است. چنین حمایتی می‌تواند در تحقق ابعاد فنی و هنری یک اثر نقش داشته باشد. با این حال، در نهایت این هماهنگی کلی میان اجزای مختلف فیلم از جمله کارگردانی، فیلمنامه، تدوین و موسیقی است که کیفیت نهایی کار را تعیین می‌کند.

حضور «قمارباز» در جشنواره فیلم فجر، بستری برای اولین مواجهه عمومی با این اثر فراهم می‌آورد. جشنواره‌ها به طور کلی فرصتی برای عرضه و آزمون فیلم‌های تازه هستند و می‌توانند نقطه آغاز گفت‌وگو در مورد یک اثر محسوب شوند. موفقیت یک فیلم در چنین فضایی لزوماً به معنای توفیق گسترده آن در اکران عمومی نیست، اما می‌تواند به معرفی فیلمساز و جلب توجه منتقدان کمک کند. برای اثری مانند «قمارباز» که به موضوعی مرتبط با تحولات تکنولوژیک می‌پردازد، نحوه پرداخت به این موضوع و عمق بخشیدن به آن از سطح یک تریلر صرف، نکته‌ای کلیدی خواهد بود.

ارزش سینمایی آثاری از این دست را می‌توان در چند سطح بررسی کرد: نخست، توانایی اثر در خلق یک روایت منسجم و جذاب که مخاطب را با خود همراه کند. دوم، ظرفیت فیلم برای ارائه نگاهی تحلیلی یا پرسش‌برانگیز به مسئله‌ای اجتماعی که صرفاً به بازنمایی سطحی آن اکتفا نکند. و سوم، کیفیت اجرایی و هنری در تمامی بخش‌ها که در مجموع، هویت سینمایی اثر را شکل می‌دهد. حال باید دید که آیا «قمارباز» با توجه به تیم سازنده و موضوع انتخابی‌اش توانسته به درستی از این پتانسیل بهره گیرد یا خیر.

نظرات بسته شده است.