اسکورت

اسکورت

جاده به مثابه یک زیست جهان// یادداشتی در باب فیلم سینمایی «اسکورت»

سیدنیما موسوی

«یوسف حاتمی کیا» کارگردان جوان ایرانی در دومین اثر سینمایی خود به سراغ ساخت فیلم «اسکورت» در گونه «تریلر» و «اکشن» رفته است. اسکورت اگر چه به کارگردانی یوسف حاتمی کیاست ولی نشانه های روشنی از سینمای ابراهیم حاتمی کیا را نیز در بطن خود دارد. امیر جدیدی، هدی زین العابدین، مهدی زمین پرداز، رضا کیانیان و افشین هاشمی بازیگران اصلی این اثر هستند.

داستان درباره زندگی یک سرباز نیروی انتظامی است که شخصیت بزن بهادر دارد. او برای دریافت داروهای قاچاق برای درمان دوست نزدیکش قصد دارد یک شوتی حمل دارو را تا شیراز مشایعت کند. وی در این راه دارای چند تعارض شخصیتی است نخست تعارض با «حلما» بعنوان شوتی اصلی، تعارض بعنوان سرباز نیروی انتظامی در برابر سازمانی که در آن خدمت میکند و سرانجام تعارض با خانواده روستایی که وی را در قتل فرزندان خود مقصر میدانند. سه تعارضی است که کارگردان هر سه تعارض را به خوبی نشان داده است.

مهمترین ویژگی مثبت اسکورت جنبه های فنی و اکشن آن بود. بازسازی صحنه های تعقیب و گریز دارای هنر بالای صدابرداری، دوربین و جلوه های ویژه است که در مقیاس سینمای ایران یک اثر جدید محسوب میشود. ولی جاده از منظر حاتمی کیا تنها واسطه ای برای رسیدن به مقصد نیست بلکه یک زیست جهان جدید میباشد و این حدفاصل بین اکشن حاتمی کیا و اکشن سریع و خشن است. جاده در فیلم اسکورت تنها نمایش نیست بلکه میزانسنی از طبیعت خشن، کودکان محصل روستایی در مینی بوس، عرصه ای برای دلسوزی یک فرمانده برای سرباز سابق خود و در نهایت عرصه ای برای شکلگیری یک عاشقانه بین کاراکتر اصلان و حلما است.

نشانه های قومیتی بخوبی در این فیلم جانمایی شده است: از موسیقی محلی تا مردم بومی و روستایی، نمایش طبیعت در یک نمای باز و حتی مردم نگاری از روستاییان داغدار که این ویژگی از نکات مثبت این فیلم است. ولی در کنار انبوه ویژگیهای مثبت فنی و مردم شناسی، مهمترین ضعف فیلم عدم شکلگیری یک عاشقانه بین دو کاراکتر اصلی است. ماموریت تازه امیر جدیدی پس از اسکورت محموله دارو به شیراز تنها با توجیه یک عاشقانه معنا پیدا میکرد. ولی ماجرا این است که این تحول شخصیتی از یک جوان نافرمان به یک پسر عاشق پیشه چندان قابل فهم نیست. این عاشقانه جز در چند نگاه و تصویر مدیوم شات ظهور بیشتری ندارد و این ناشی از ضعف شخصیت پردازی در قهرمان داستان است؛ جاییکه در یک عاشقانه پرداخت نشده دلیل همسفر شدن مجدد کاراکتر مرد و زن اصلی معلوم نمیشود و دیگری اینکه وقتی این عاشقانه پرداخته شد دلیل پیاده شدن اصلان از خودرو و رها کردن حلما آن هم زمانیکه دلسوزی او را نسبت به خود دید معلوم نمیگردد. همسفر شدن او با کاراکتر زن که تنها برای گرفتن دارو بود از چه جهت به شکلگیری یک عشق و ماندن با او در یک جاده پرخطر انجامید و در نهایت این عشق متعالی که کیفیت متعالی بودن آن را نمیبینیم چطور به رها کردن انجامید.

دوگانه افشین هاشمی و رضا کیانیان بازتولید دوگانه احمد کوهی و سلحشور در آژانس شیشه ای است. نخست مامور امنیتی که تنها به وظیفه سازمانی می اندیشد و دیگری کاراکتری که علاوه بر تعهد سازمانی بدنبال نجات جان سرباز خود است و حتی ابایی ندارد که برای حفظ جان او جلوی ماموران مسلح بپیچد. او از یکسو باید تعهد سازمانیش را برای بازگرداندن اسلحه سازمان بکار بگیرد و از سوی دیگر باید کاری کند که طی وظیفه انسانی نیروی او آسیبی نبیند. از سوی دیگر کاراکتر حلما با بازی هدی زین العابدین بسط یافته کاراکتر سلما در فیلم موج مرده ابراهیم حاتمی کیاست. جاییکه حتی دو اسم مشابه برای این دو شخصیت انتخاب شده است. کاراکتر سلما در موج مرده یک دختر قاچاقچی جنوبی با بازی پوپک گلدره بود که به نظر میرسد حلما بسط یافته همان سلما است و در اینجا به نظر میرسد که یوسف حاتمی کیا همچنان متعهد به نمادهای سینمایی پدرش میباشد.

در مجموع فیلم اسکورت را باید یک تجربه جدید و یک اثر خوب آن هم از کارگردانی جوان دانست. سوژه خوب بوسیله امکانات فنی عالی مبسوط گردیده است. بازی شخصیتها و طراحی لباس بسیار خوب جانمایی شده است. کارگردان سعی کرده که وجوه اکشن مانع از شکلگیری تعاملات انسانی نباشد و تا حد زیادی نیز از این جهت موفق بوده است؛ هر چند که عاشقانه اصلان و حلما نمایش درستی نداشته است.

نظرات بسته شده است.