
سریال بیستویک (قسمت 1)
تریلر جذاب روانشناسی // نگاهی به سریال بیست و یک (قسمت اول)
سیدنیما موسوی
سریال «بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی نخستین عرصه ورود این کارگردان به نمایش خانگی است. کارگردانی که پیشتر با ساخت آثار بینالمللی همچون «تنها دوبار زندگی میکنیم» و یا «وارونگی» در بیان روایتهای ساختارشکن تخصص بالایی دارد و جزو نسل دوم سینماگران بینالمللی ایران محسوب میشود. در این میان ورود او به عرصه سریالسازی در نمایش خانگی میتواند به غنای بیشتر سکوهای نوظهور پخش سریال در ایران کمک کند. سریال «بیست و یک» در گونه پلیسی، روانشناسی و جنایی عرضه شده است و از بازیگران اصلی آن میتوان به سعید آقاخانی، مهدی حسینینیا، رضا بهبودی و شادی مختاری اشاره کرد. از نکات جالب این اثر حضور نوید محمودی، کارگردان افغانستانی ساکن ایران، بهعنوان مشاور کارگردان میباشد. محمودی پیشتر نیز آثار جنایی را در شبکه خانگی ایران درست کرده بود.
نقطه آغاز سریال روایت کاراکتر اول فیلم از زاویه دوربین پشت است، جاییکه شادی مختاری بهعنوان قاتل اصلی، بعد از روایت دوران کودکیاش، همچون شخصیتی سرگشته در خیابان قدم میگذارد و پس از کمک به یک زن، اقدام به خرید فال در برابر سپردن حلقه ازدواج به کودکان کار میکند. این ورود رازآلود به ماجرا، همزمان با زاویه مبهم نور در شب و نیز موسیقی، نقش مهمی در انتقال حس ابهام برای مخاطب دارد. این حس ابهام بهلحاظ شناختی دارای سویههای رازآلودگی جهت ورود به یک ماجرای جنایی است.
شاید بهترین وجه در فیلم «بیست و یک» روایت پیازی کارگردان از یک پرونده جنایی است. ماجرا از بیان داستانی در دهه ۱۳۸۰ آغاز شده و به بیان قتلهای زنجیرهای بهوسیله یک زن به نام الناز (شادی مختاری) منجر میگردد. قتلهایی که مشخص نیست چرا در اداره آگاهی بهوسیله او مورد اعتراف واقع میشود. با جلو رفتن هر پرده از داستان، شاهد شکلگیری و تکمیل روند داستان برای مخاطب هستیم. یعنی از بیان یک قتل فجیع در استخر در بیست سال پیش تا حال حاضر میبینیم که پردهپرده داستان به سمت تکمیل شدن میرود؛ بهطوریکه با دیدن تنها دو قسمت نخست از این سریال، نقطه اوج داستان ضمن پدید آمدن یک سری از ابهامها شکل گرفته است. در این بین تقابل کاراکتر خونسرد مهدی حسینینیا و کاراکتر بیمار شادی مختاری به نظر میرسد که تقلیدی از صحنههای بازجویی فیلم «غریزه اصلی» با بازی مایکل داگلاس و شارون استون باشد.
در عین حال قوت دوربین از نقاط بارز روایت این اثر است. دوربین در صحنههای مختلف بهخوبی نسبت موقعیت مکانی کاراکترها را به هم نشان میدهد. دوربین در نماهای بسته بهلحاظ شناختی میمیک صورت بازیگران را نمایش میدهد که اوج آن چهره خونسرد و لبخندهای بیمارگونه کاراکتر الناز در صحنههای بازجویی است. در این بین بهدلیل چهره پوکرفیس مهدی حسینینیا در نقش سرگرد مجد، در بیان چهره او شاهد فراز و فرودهای هیجانی نیستیم. در عین حال دوربین در صحنههای جرم سعی دارد تا به کمک آینه، موقعیت مکانی حادثه و نیز ارتباط کاراکترها با یکدیگر را نمایش دهد. ولی همچنان نمیتوان نادیده گرفت که فقدان نماهای لانگ در این اثر باعث شده که تنها تاریخیت فیلم «بیست و یک»، زیرنویسهای مربوط به تقویم زمانی وقایع رخ داده است و با توجه به اینکه نمای باز از موقعیت مکانی و لوکیشن داستان بهندرت وجود دارد، باعث شده که ذهنیت مخاطب بهلحاظ شناختی دارای تاریخمندی نسبت به داستان جنایی فوق نباشد.