
سریال بدنام (قسمت 2)
اروتیسم و قضاوت اخلاقی // تحلیلی بر سریال «بدنام» (قسمت دوم)
سیدنیما موسوی
اروتیسم مهمترین ایده در سریالهای پیشین حامد عنقا در نمایش خانگی بوده است. سکانسهای بیپروایی که چهبسا اگر از کارگردانان دیگر سر میزد، مشمول ممیزی میشد. در بدنام نیز حامد عنقا سکانسهای اروتیک متعددی را با محوریت کاراکتر «یلدا» ایجاد کرده است. بارش نور بر صورت جهت نمایش جزئیات انگیختگی در میمیک چهره از جمله این ایدههاست. از سوی دیگر عنقا در طول سریال بهلحاظ شناختی با نمایش البسه کاراکتر یلدا همچون پالتوی چرم زرشکی، بحث اروتیک را وسعت داده است. البته نمایش اروتیسم از سوی عنقا به همین نقطه پایان نمییابد؛ نماهای بسته از کفش، موسیقی رازآلود و الگوی بارش نور بر بدن از جمله مصادیق این نگاه جنسی است. فیلمی در این سطح، کاراکتر یلدا را تنها در مقام یک ابژه جنسی در نظر گرفته است و حال قصد دارد این ابژه جنسی را نماد اخلاق در فیلم در نظر بگیرد. این تناقض، قضاوت اخلاقی کارگردان در این اثر است؛ جایی که کارگردان، خود با نمایش اروتیسم قصد در بالا بردن بازدید اثر خود دارد و در عین حال قضاوت اخلاقی خود را در چارچوب کاراکتر اروتیک بیان میکند.
البته تناقض در این قضاوتهای اخلاقی تنها به این نقطه منحصر نیست. کاراکتر اصلی زن با بازی یلدا که در نقش منشی عماد (امیر آقایی) ایفای نقش کرده است، بهصورت پنهانی وارد رابطه با عماد شده است؛ تا جایی که عماد هزینه زندگی لوکس او را پرداخت میکند. او در مقابل دریافت یک زندگی لاکچری بهعنوان رقیب وارد زندگی زنی شده است که عملاً بهترین دوست اوست و بهصورت غیرمستقیم برای خراب کردن زندگی کسی که حتی تا جلوی اتاق بستری بیمارستان او را مشایعت میکند (همسر عماد) وارد میشود. نقش او به اینجا منتهی نمیگردد و حتی درصدد رقابت با دوست پیانیست اسماعیل (با بازی مهآفرید غفاریان) است و زمانیکه رفتار سرد اسماعیل را جلوی دوستش میبیند، با تعقیب اسماعیل سعی میکند در جایی خلوتتر با او قرار بگذارد. حال چنین کاراکتری که خود بهعنوان نفر سوم دو رابطه سعی در ربودن مردهای مورد علاقه خود داشته است؛ در نگاه کارگردان در نقش یک معلم اخلاق ظاهر میشود تا جایی که عملاً در دعوای دادگاه در همان قسمت اول بهلحاظ شناختی و از نظر زاویه دوربین، حق به او داده میشود و در مقابل کاراکترهای مرد داستان به بیاخلاقی متهم میشوند. حتی در تعارض بین یلدا و خانواده مذهبی اسماعیل، او بهعنوان «قرآن ناطق» در برابر حاج ابراهیم قرار میگیرد.
از نقاط مثبت سریال بدنام بازی فوقالعاده امیر آقایی است که اگرچه تکرار نقشهای پیشین او در نقش یک مرد جدی و عصبی است؛ ولی نوع بیان دیالوگها، بازی بدن و نیز استفاده از سیگار بهلحاظ شناختی این موقعیت را بهخوبی جانمایی کرده است. سیگار و فریاد بهعنوان دو نماد عصبی بودن در کاراکتر عماد به هیچوجه شکل تصنعی و اغراقشده ندارد و در قاموس بازی او جانمایی شده است؛ برخلاف نقش سیگار در سریال زخم کاری که ارتباطی با متن داستان نداشت. از سوی دیگر بازی امیر آقایی از نظر شناختی کاملاً مضطرب بودن و پریشان بودن را به مخاطب منتقل میکند. کسی که در تنگنای حفظ زندگی خانوادگی، ارتباط با منشی و نیز نیاز به امضای طلایی حاج ابراهیم قرار دارد و بازی امیر آقایی قرار است نمایش پریشانی او در این سه وجه باشد. کاری که بهخوبی امیر آقایی از پس آن برآمده است.
ادامه دارد…