سقف
با اختلافی واضح نسبت به بقیهی آثار، «سقف» عصبانیکنندهترین فیلم جشنواره است. این محصول فارابی بنا بوده یک کمدی در ارتباط با جنگ دوازدهروزه باشد. مستقل از این
خواب
ایدهی اصلی فیلم این است که مردی (با بازی عطاران) از زندگی زناشوییاش راضی نیست. همسرش (مریلا زارعی) مدام به او ایراد میگیرد. مرد در خواب زنی را
زندگی کوچک کوچک
فیلم امیرحسین ثقفی از نامزدهای بیربطترین فیلمهای جشنواره است. دیدن چنین فیلمهایی این ایده را به ذهن میآورد که چرا باید سیویک فیلم در جشنواره حضور داشته باشند؟
جانشین
یکی از آثار تولیدشده در سریِ فیلمهای کلیشهزدهی سینمای دفاع مقدس. فیلمی دربارهی زندگی شهید املاکی. شهید در جایی از روند طراحی نقشه برای حمله به دشمن در
پل
قصهی نوجوانی که برای خبرگرفتن از حال برادرش راهیِ جبهه میشود. خب مهمترین مشکل فیلم این است که همین یک خط اصلی را گم میکند و وقتی نوجوان
زنده شور
مهمترین مشکل فیلم جدید کاظم دانشی، تشتت در فیلمنامه است. نیمساعت اول، فرمول روایت، روایتی اپیزودیک با رفتوآمد میان قصهی پنج اعدامیست. بعد از آن کاراکتر مسئول اجرای
دختر پری خانم
اگر سینمای ایران دارد میرود شمال، علیرضا معتمدی میرود جنوب. یا اگر سینمای ایران دارد میرود جنوب، معتمدی در حال حرکت بهسمت شمال است. حالا دیگر بعد از
گیس
یک فیلمنامهی دیگر از کاظم دانشی با موضوعی ملتهب، اینبار به کارگردانی محسن جسور. فیلم دربارهی فساد سیستماتیک و نفوذ در پتروشیمی است. «گِیس» مشکلات زیادی در فیلمنامه
کوچ
«کوچ» ساختهی محمد اسفندیاری از دستهی فیلمهای «حیفشده»ی جشنواره است. یک نیمساعت اول درخشان دارد که کارگردان در آن نبوغ خودش را برای پرداختن به جزئیات روابط انسانی
سرزمین فرشته ها
رویکرد شاعرانه و ضدجنگ برای ساخت یک فیلم بلند داستانی کافی نیست. فیلم بلند فیلمنامه میخواهد. فیلمنامهی یک اثر بلند هم به طراحی نیاز دارد. کاراکتر ضحی، شخصیت